اسكندر بيگ تركمان
1049
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
محاربه قزلباش با عسكر روم در دار السلام بغداد تفنك انداز گماشته استحكام تمام داده راه تردد را مسدود گردانيده بودند چون خلف بيك و جنود قاهره كه پيشروان آذوقهء مذكور بودند از آنجا رسيدند فيما بين هر دو گروه محاربات قوى دست داده مبارزان جنود اقبال بر آن فتنه موفور مظفر و منصور گشته جمعى كثير از ينكچريان طعمهء شمشير غازيان گشته بقية السيف در شهر كهنه و پس ديوارها متوارى گشتند و جنود قاهره تا مقابل دروازه راه را از مخالف خالى كرده آن اجناس موفور را بر وفق مدعا بيقصور و فتور بقلعه كشيدند و مخالفان اين طرف از كنار آب نظاره اين دستبرد كرده اصلا فرصت ممانعت و قدرت معاونت مردم خود نيافتند غلغلهء شادمانى محصوران باوج آسمان رسيد خلف بيك خود داخل دروازه شد با صفى قليخان ملاقات كرده روسفيدانه بانجام اين خدمت پرداخت و بسلامت مراجعت نموده باردوى همايون پيوسته مورد تحسين شاه و سپاه گرديد . چون از اقامت اردوى همايون در كنار مخلط روزى چند گذشت زينل بيك سردار سپهدار جنود قاهره كه از آب دياله گذشته در برابر مخالفان نشسته بودند از طول اقامت دلگير گشته ديگر باره بمحاربه راغب گشت و مجالس كنگاش و مشورت انعقاد يافته زينل بيك و جنود قاهره بمحاربه رخصت يافتند كه صرفهء كار نگاهداشته از جلادت و دليريهاى بيمحل كه موجب تضييع جوانان كارآمدنى باشد عساكر را ممنوع گرداند و زينل بيك و امراء عظام بعد از استجازهء همايون صفوف قتال آراسته متوجه اردوى مخالف گشتند خلف بيك بدستور چرخچى و مقدمة الجيش سپاه منصور بود . در اين مرتبه سردار چون از بردن ذخيره و مبارزتهاى قلعه داران از تسخير قلعه و حصول مقصد مأيوس گشته بود با عظماء روميه موفور بمقابلهء سپاه منصور درآمده در كنار خندقى كه حفر نموده بودند صف آراى گشتند و عرابه و توپخانه درهم كشيده اندكى پاى جلادت پيشتر نهادند ازين طرف نيز افواج قاهره كه هراول و چرخچى بودند اسب جلادت پيش رانده در دو سه محل ميمنه و ميسرهء طرفين به يكديگر تلاقى شده محاربه دست داده فوجى از جنود مخالف بر سپاه [ 739 ] قزلباش مقابل خود زور آورده چيرگى نمودند از اينطرف زينل بيك و خلف بيك پيشتر رانده اسب جلادت در معركهء نبرد انگيخته و جنود قاهره حملهء عظيمى كرده خود را بر صف سپاه مخالف رسانيده در اندك زمانى تا قرب يكهزار نفر از آنطبقه بر خاك هلاك انداختند و آن جماعت را تاكنار خندقى كه حفر نموده بودند دوانيدند . درين اثنا باد عظيمى در وزيدن آمده چنان بىاعتدال وزيد كه گرد و غبار عظيم ارتفاع يافته معركه را تيره و ديدهها را تار گردانيد بر نهجى كه دوست از دشمن متميز نميشد بدينجهت زينل بيك و عساكر ظفر مآثر عنان باز كشيده مظفر و منصور مراجعت نمودند و مخالفان بيسر و سامان خود را بخندق رسانيدند و بسيارى از ينكچريان كه پياده بودند در زير دست و پاى ستوران مانده برخى از ارتفاع گرد و غبار راه خندق گم كرده در دشت و صحرا ناپديد شدند . در اين معركه سواى محبعلى بيك شاهى سيون شاملو كه از اعيان بود كسى كه اسم و رسمى داشته باشد از عساكر منصوره ضايع نشد بعد از واقعهء مذكور چون از همه طرف راهها مسدود گشته آمد شد از اردوى روميه منقطع شد و مدتى از هيچ طرف آذوقه نيامد و عسرت و تنگى در ميانهء سپاه درجهء